رفتن به محتوای اصلی
محاسبه‌گر

مستقل‌کردن از کار: چرا قاعدهٔ ۲۵ برابر یک تقریبِ خطرناک است

نویسنده: تیم محاسبه‌گرانتشار: ۱۴۰۵/۰۷/۱۱نسخهٔ محتوا: 2.0.0

تقسیمِ هزینهٔ سالانه بر چهار درصد، یک روشِ کوتاه‌نویسی است نه یک قانون. اینجا می‌بینیم این کوتاه‌نویسی کجا می‌شکند و چه ورودی‌هایی تصمیم را عوض می‌کنند.

این مقاله دربارهٔ کدام ابزار است

روشِ توضیح‌داده‌شده همان چیزی است که در محاسبه‌گر شبیه‌ساز FIRE (استقلال مالی زودهنگام) اجرا می‌شود. مثالِ پایینِ همین مقاله از همان موتور آمده — پس نمی‌تواند با عددی که آنجا می‌بینید فرق کند.

قاعدهٔ ۲۵ برابر از کجا آمد و چه چیزی را پنهان می‌کند

قاعدهٔ رایج این است: هزینهٔ سالانهٔ زندگی را ضرب در ۲۵ کنید. حاصل، سرمایه‌ای است که می‌گویند می‌توانید سال‌ها از آن زندگی کنید.

این یک روشِ کوتاه‌نویسی است، نه یک قانونِ مالی. پشتش یک فرضِ واحد خوابیده که همه‌چیز به آن بند است.

آن فرض این است: می‌توانید هر سال، سال‌های بی‌شمار، چهار درصد از دارایی‌تان را بردارید و اصلش دست‌نخورده بماند.

برای اینکه این فرض کار کند، بازدهِ سالانه باید از نرخِ برداشت بیشتر باشد، وگرنه اصلِ سرمایه سال‌به‌سال آب می‌شود.

و هیچ‌کس ثابت نکرده که چهار درصد برای همهٔ بازارها و همهٔ افق‌ها جواب می‌دهد. دوره‌هایی بوده که کمتر شد و دوره‌هایی که بیشتر.

یک نکتهٔ فنی هم هست که در کوتاه‌نویسی گم می‌شود: این چهار درصد باید سالانه و بر اساسِ موجودیِ اولِ سال برداشت شود.

اگر بازار در میانهٔ سال منفی بگذارد، شما باید از همان موجودیِ کم‌شده برداشت کنید و یا دستتان را از حسابِ اصلی دراز کنید.

هر دو حالت، سالِ سخت را سخت‌تر می‌کنند. پس قاعده پیشاپیش دربارهٔ رفتارِ آیندهٔ بازار هم تصمیم است.

پس عددِ ۲۵ برابر یک نقطهٔ شروع است، نه حقیقتی که بشود به آن تکیه کرد و برنامهٔ ده سالهٔ آینده را ساخت.

این ابزار هم دقیقاً به همین دلیل نرخِ برداشت را از شما می‌گیرد و خودش هیچ عددِ ثابتی تحمیل نمی‌کند.

همهٔ عددهای این مقاله فرضی‌اند و سایت هیچ نرخِ سود یا بازدهی از بیرون نمی‌آورد.

نرخِ برداشت، متغیرِ اصلیِ تصمیم است

نرخِ برداشت بالاتر یعنی سرمایهٔ هدفِ کوچک‌تر یعنی مستقل شدن در سنِ پایین‌تر. در عوض، ریسکِ تمام شدنِ دارایی بیشتر می‌شود.

نرخِ پایین‌تر یعنی سرمایهٔ بزرگ‌تر و سال‌های بیشتری انتظار، ولی حاشیهٔ خطای بیشتری هم دارید که بازارهای پرنوسان لازم دارند.

این یعنی نرخِ برداشت، یک پارامترِ فنی نیست؛ یک بیانِ ریاضیِ ریسکی است که خودتان دارید قبول می‌کنید.

و نکته‌ای که معمولاً گفته نمی‌شود: نرخِ برداشت باید با نوسانِ بازار تنظیم شود. یک دورهٔ پرنوسان با همان نرخ، ریسکِ بسیار بیشتری دارد.

اگر دارایی‌تان همه در یک بازارِ نوسانی است، نرخِ پایین‌تر از نظر ریاضی منطقی‌تر است، حتی اگر رسیدن به آن سال‌ها بیشتر طول بکشد.

و اگر دارایی‌تان نوسانِ کمتری دارد ولی بازدهِ پایین‌تری هم دارد، همان‌جا دوباره به نرخِ برداشتِ کوچک‌تر می‌رسید.

پس اول نرخِ برداشت را انتخاب کنید و بعد سرمایه را حساب کنید، نه برعکس. این ترتیب، جلوی یک خوش‌بینیِ ساختاری را می‌گیرد.

ترتیبِ برعکس، یک خطای ذهنیِ رایج است: آدم اول سرمایهٔ دلخواهش را می‌نویسد و بعد نرخِ برداشتی پیدا می‌کند که با آن جور در بیاید.

در این حالت نرخ را بی‌اختیار خودِ عدد تعیین می‌کند و ریسکی را می‌پذیرد که هرگز آگاهانه انتخابش نکرده بود.

یک ترفندِ ساده برای جلوگیری از این اتفاق: نرخِ برداشت را اول روی کاغذ بنویسید، بعد سرمایه را با آن حساب کنید.

اگر عددِ به‌دست‌آمده از بودجهٔ ذخیره‌گذاری‌تان بزرگ‌تر بود، آن‌وقت می‌دانید کدام اهرم را باید حرکت کنید.

و اگر کوچک‌تر بود، یعنی برنامه‌تان محافظه‌کارانه‌تر از حد لازم است و این هم پیامدِ بدی نیست.

همیشه بهتر است از سمتِ سرمایهٔ بزرگ‌تر شروع کنید و بعد به‌دلخواه کم کنید تا از سمتِ سرمایهٔ کوچک‌تر شروع کنید و بعد به اجبار اضافه کنید.

بازدهِ کمتر از برداشت یعنی آتش‌بس، نه استقلال

این ابزار یک شرطِ لازم را صریح بررسی می‌کند: بازدهِ سالانهٔ فرضیِ شما باید از نرخِ برداشت بیشتر باشد.

اگر این شرط برقرار نباشد، سرمایه سال‌به‌سال کوچک‌تر می‌شود، حتی اگر هیچ هزینه‌ای نکنید و هیچ خریدی نزنید.

در چنین حالتی، رسیدن به نقطهٔ عددی فقط به این معناست که از آن نقطه به بعد، شما دارید از حسابِ خودتان خرج می‌کنید.

این دقیقاً همان تفاوتِ بین «آتش‌بس» و «آزادی» است. آتش‌بس یعنی فعلاً مشکلی ندارید؛ آزادی یعنی انتخابِ کار و زندگی دارید.

برای همین، سه چیز را باید هم‌زمان ببینید: بازدهِ فرضی، نرخِ برداشت، و فاصلهٔ زمانی که در آن اصلِ پول باید دوام بیاورد.

اگر فاصلهٔ زمانی کوتاه است، حتی نرخِ برداشتِ بالا شاید قابل تحمل باشد، چون لازم نیست سرمایه برای همیشه کار کند.

ولی اگر افق سی ساله است، نرخِ برداشتِ بالا عملاً یعنی برنامه‌ای که در میانهٔ راه تمام می‌شود.

یک راهِ عملی برای سنجشِ این خطر، نگاه کردن به فاصلهٔ میان بازده و نرخِ برداشت است، نه به خودِ هر کدام.

وقتی این دو به هم نزدیک می‌شوند، حاشیهٔ خطای شما نازک می‌شود و یک سالِ بد می‌تواند همه‌چیز را جابه‌جا کند.

وقتی فاصله بزرگ است، سرمایه رشدِ خودش را دارد و برداشت از آن، کمتر از رشد کم می‌کند.

به همین دلیل انتخابِ نرخِ برداشت در واقع انتخابِ فاصله است، نه انتخابِ یک عددِ مطلق.

و همین موضوع به شما می‌گوید چرا نمی‌شود نسخهٔ یک‌اندازه برای همه نوشت.

هر کس با یک نرخِ برداشتِ ثابت شروع می‌کند، دارد یکی از مهم‌ترین تصمیم‌های زندگی‌اش را به شانس می‌سپارد.

یک ریال، یک ریسک

بزرگ‌ترین مسئلهٔ عددِ ۲۵ برابر در کشورهایی مثل ایران، تنوعِ دارایی است و کمبودِ آن.

داراییِ شما به احتمال زیاد همه به یک واحد حساب می‌شود. یعنی کلِ ریسکِ سی سالِ آینده روی یک بسترِ واحد است.

قاعدهٔ چهار درصد، یک سبدِ متعادلِ چندبخشی را فرض می‌کند: بخشی سودِ ثابت، بخشی سهام، بخشی داراییِ نقدشونده.

اگر همه‌چیز در یک ریال و یک بازار باشد، آن تنوعی که حاشیهٔ خطا را می‌ساخت وجود ندارد و حاشیهٔ خطای شما بسیار کمتر است.

پس نرخِ برداشتی که انتخاب می‌کنید باید با تنوعِ واقعیِ داراییِ شما بخواند، نه با تصویرِ ذهنیِ یک سبدِ متنوع.

و تا وقتی این موضوع روشن نشده، هر عددی که از این ابزار بگیرید یک تصمیمِ ناقص است، حتی اگر ریاضی‌اش بی‌اشکال باشد.

این تنوع لازم نیست پیچیده باشد. حتی نگه داشتنِ بخشی از پس‌انداز به شکلِ نقدِ جدا از سرمایه‌گذاری، یک قدمِ ساده است.

مهم این است که بخشی از دارایی، رفتارِ کاملاً متفاوتی از بخشِ دیگر داشته باشد.

پس پیش از هر محاسبه‌ای، یک جمله بنویسید: داراییِ من از چه چیزهایی ساخته شده و هر کدام چقدر است.

اگر پاسخ این است که تقریباً همه‌اش یک چیز است، آن خودش یک یافتهٔ مهم است و روی نرخِ برداشت اثر می‌گذارد.

این سایت دربارهٔ ترکیبِ دارایی و نرخِ بازدهِ آن هیچ داده‌ای نمی‌آورد. همهٔ این‌ها فرضِ شماست.

و همین که سایت چیزی پیشنهاد نمی‌دهد، به این معناست که تصمیم را از شما نگرفته است.

چهار عددی که پیش از تصمیم باید بنویسید

پیش از اینکه این ابزار را باز کنید، چهار عدد را روی کاغذ بنویسید. بدون آن‌ها، نتیجه یک ایدهٔ مبهم است.

یک: هزینهٔ سالانهٔ کامل. شامل درمان، بیمه و هزینه‌هایی که در شغلِ فعلی پنهان‌اند، نه فقط خوراک و پوشاک.

دو: نرخِ برداشتی که تحملش می‌کنید. نه عددی که کمترین سرمایه را می‌دهد، بلکه عددی که اگر اشتباه از آب درآید، شما را نابود نمی‌کند.

سه: سرمایهٔ فعلی و پس‌اندازِ سالانه. این دو تعیین می‌کنند که تا آن نقطه چقدر فاصله دارید و با چه شتابی پیش می‌روید.

چهار: افق. سنی که می‌خواهید به آن برسید یا حداکثر سنی که تا آن باید برسید. افق بیشتر از هر ورودیِ دیگری تعیین‌کننده است.

بعد این چهار عدد را در ابزار وارد کنید و سه نرخِ برداشتِ متفاوت را امتحان کنید تا حساسیتِ نتیجه را ببینید.

و در نهایت، از خودتان بپرسید واقعاً می‌خواهید به این عدد برسید، یا فقط می‌خواهید بدانید چقدر از آن فاصله دارید.

این دو پرسش، انگیزه‌های کاملاً متفاوتی دارند و یکی از آن‌ها می‌تواند به تصمیمِ اشتباه منجر شود.

اگر هدف، آزادیِ بیشتر است، سرمایهٔ بزرگ‌تر و سال‌های بیشتر معمولاً انتخابِ درست‌تری است.

اگر هدف فقط فهمیدنِ وضعیتِ فعلی است، لازم نیست چیزی را تغییر دهید و فقط همین محاسبه را نگه دارید.

باز هم تاکید: هر چهار عدد، ورودیِ خودِ شماست و سایت هیچ‌کدام را از بیرون نمی‌آورد.

عددی که از این ابزار بیرون می‌آید، بیانِ همین چهار فرض است و نه چیزِ دیگری.

اگر یکی از چهار ورودی را تغییر دهید، بهتر است نتیجه را دوباره ببینید و به تفاوتش دقت کنید.

فرمول

سرمایهٔ لازم = هزینهٔ سالانه ÷ نرخ برداشت

نرخِ برداشت را به درصد وارد کنید، پس عدد چهار یعنی چهار درصد. این رابطه فقط یک تقسیمِ ساده روی دو عددِ فرضیِ شماست و هیچ نرخِ بیرونی یا تضمینی در خود ندارد.

مثال عددی — از همان موتوری که در فرم می‌بینید

این عددها در زمان نمایش صفحه، از اجرای واقعی همان موتور با همان ورودی‌ها به دست می‌آیند. پس نمی‌توانند با آنچه در فرم می‌بینید اختلاف داشته باشند.

ورودی‌های این مثال

هزینهٔ سالانه
۲۴۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان
سرمایهٔ فعلی
۵۰۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان
پس‌انداز سالانه
۲۰۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان
بازده سالانه
۱۲٪
نرخ برداشت
۴٪

نتیجه

سرمایهٔ لازم برای استقلال مالی
۶,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰
سال تا استقلال مالی
۱۲
سرمایه در پایان افق محاسبه
۶,۷۷۴,۶۱۴,۶۵۱
درآمد ماهانه در نقطهٔ مقصد
۲۲,۵۸۲,۰۴۹

این محتوا چطور بررسی شد

محاسبه از تقسیمِ هزینهٔ سالانه بر نرخِ برداشتِ واردشده به‌دست می‌آید و هیچ دادهٔ بیرونی نمی‌خواهد. مقاله به‌جای دفاع از یک نرخِ برداشتِ خاص، روشِ انتخاب و آزمودنِ آن را توضیح می‌دهد. همهٔ عددها فرضِ کاربر یا فرضِ صریحِ مثال‌اند.

پرسش‌های متداول

قاعدهٔ ۲۵ برابر از کجا آمده است؟
از تقسیمِ هزینهٔ سالانه بر چهار درصد. یعنی ۲۵ فقط معرفِ همان نرخِ چهار درصدی است، نه یک قاعدهٔ جدا. اگر نرخِ برداشت را عوض کنید، عدد هم عوض می‌شود. پس هر جا عدد ۲۵ را دیدید، اول بپرسید چهار درصد از کجا آمده.
نرخِ برداشتِ چهار درصد تضمین است؟
نه. معمولاً گفته می‌شود این عدد از تجربهٔ تاریخیِ بازارهای دیگر می‌آید و برای بازارِ ایران ساخته نشده است. نرخِ تورم، نرخِ سودِ سپرده و ثباتِ بازار اینجا متفاوت است. پس آن را فرض ببینید، نه عددی که بتوانید رویش حساب باز کرد.
هزینهٔ سالانهٔ زندگی را از کجا بیاورم؟
از یک سالِ واقعیِ آرام، نه از یک ماهِ پرهزینه. اجاره، خوراک، درمان، حمل‌ونقل و پوشاک را جدا بنویسید و جمع بزنید. هزینه‌هایی مثل بیمه و درمانِ ناگهانی را هم در نظر بگیرید، چون در افقِ بلند حذف کردنشان نتیجه را خوش‌بینانه می‌کند.
اگر بازدهِ فرضی از نرخِ برداشت کمتر باشد چه می‌شود؟
ابزار هشدار می‌دهد، چون در این حالت اصلِ سرمایه سال‌به‌سال کوچک می‌شود. رسیدن به نقطهٔ عددی در چنین شرایطی یعنی شروع به خرج کردن از حساب، نه رسیدن به آزادی. یا نرخِ برداشت را کم کنید، یا بازدهِ فرضی را بازبینی کنید، یا افق را کوتاه‌تر کنید.
می‌توانم تا رسیدن به هدف پس‌اندازم را کم و زیاد کنم؟
این ابزار با یک مبلغِ ثابت در سال کار می‌کند و آن را سال‌به‌سال رشد می‌دهد. اگر پس‌اندازِ شما نوسان دارد، میانگینِ سالِ گذشته را وارد کنید تا نتیجه واقع‌بینانه‌تر شود. واریزِ نامنظم معمولاً فقط تخمین را خوش‌بینانه‌تر می‌کند.
عددِ نهایی را می‌توانم به عنوان هدفِ ذخیره اعلام کنم؟
می‌توانید، ولی با همان نرخِ برداشتی که خودتان تعیین کرده‌اید. بدون ذکرِ آن نرخ، عدد بی‌معنی است چون با هر نرخ دیگری، نتیجه فرق می‌کند. نرخ را کنار عدد بنویسید تا هر کسی که آن را می‌بیند، بتواند بفهمد از چه چیزی حرف می‌زنید.
چرا می‌گویند ریسکِ اصلی تنوعِ دارایی است؟
چون قاعدهٔ چهار درصد یک سبدِ متعادلِ چندبخشی را فرض می‌کند. اگر همهٔ دارایی‌تان در یک بازار و یک واحد باشد، آن تنوعی که حاشیهٔ خطا را می‌ساخت وجود ندارد. در این حالت باید نرخِ برداشت را محافظه‌کارانه‌تر انتخاب کنید، حتی اگر رسیدن به هدف سال‌ها بیشتر طول بکشد.
این ابزار نرخِ سودِ سپرده یا بازدهِ بازار را می‌آورد؟
نه. هیچ نرخی از بیرون وارد نمی‌کند و هیچ عددِ پیشنهادی نمی‌دهد. بازدهِ سالانه، نرخِ برداشت، هزینهٔ سالانه و سرمایهٔ فعلی را خودتان وارد می‌کنید و نتیجه محاسبه‌ای روی همان مفروضات است. مسئولیتِ درستیِ آن مفروضات با خودِ شماست.